تبليغاتX
مغایرت
 
رباعی؛ آبان هشتاد و هشت


باید دل و عقل را به دریا بزنم

باید چمدان ببندم و دل بکنم

دل‌مرده، دهن‌بسته، چهل سال گذشت

بسته‌تر از این مباد دست و دهنم

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 18:30  توسط رضا کیاسالار  | 


ای کـاش کسی به سیـم آخـر بـزنـد

ای کاش کـه ماری از عصـا سر بـزنـد

در خانه نشسته‌ام که ــ کار است دیگر ــ

شــــــایـد بـزنـد مـعـجـزه‌ای در بـزنـد


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 23:12  توسط رضا کیاسالار  | 

سایت من و محمد به خاطر مسایلی که شرح آن بماند، چند ماهی غیرفعال بود. این مسایل، که قرار شد شرح آن بماند، بهانه‌ای شد تا یک دستی به سروگوش سایت بکشیم و در هوست و طراحی و پشتیبانی فنی آن هم تجدید نظر کنیم. (راستی چرا همه اصرار دارند به جای هوست بگویند هاست؟) حالا، و بعد از گذشت چند ماه، به همت و کاربلدی دوست عزیزمان جناب آقای عبدالله‌زاده، سایت‌مان دوباره برگشته است. البته هنوز هم کمی کار دارد، ولی نه آن‌قدر که نتوانیم از آن رونمایی کنیم. دیگر این شما و این هم سایت برادران کیاسالار.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 1:56  توسط رضا کیاسالار  | 


دوبیتی؛ 26 مرداد 88


فریبم داده بودی تا حدودی

نفهمیدم تو هم دنبال سودی

خدایی هم محمد راست می‌گفت

تو هم آش دهن‌سوزی نبودی


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 22:10  توسط رضا کیاسالار  | 




+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 17:3  توسط رضا کیاسالار  | 


رباعی؛ خرداد 88


دیروز تو را و همه را پیچاندم

سیگار کشیدم و ریاعی خواندم

احساس عجیب گم‌شدن با من بود

انگار که از قبیله‌ام جا ماندم


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 16:10  توسط رضا کیاسالار  | 


رباعی / 7 خرداد 88


در گوشه‌کنار شهر، هیهات شده

آشوب میان قرتی و لات شده

هر کودک نوسواد، صاحب‌نظر است

ای وای، دوباره انتخابات شده

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 21:31  توسط رضا کیاسالار  | 


رباعی / اردی‌بهشت 88

تو رفتی و برگشتی و بازی از نو

سرگیجه گرفته‌ایم، هم من هم تو

ما حرف به اندازه‌ی کافی زده‌ایم

یک لحظه سکوت کن، خدا را بشنو

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:2  توسط رضا کیاسالار  | 


+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 22:58  توسط رضا کیاسالار  | 


دوبیتی/ اول اردی‌بهشت 88


زمین خوردم؛ چه بدوقتی، چه جایی!

خدایی می‌توانستی نیایی

خدایی کار تو خیلی درست است

خدایی آخر هر چه خدایی


+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 19:42  توسط رضا کیاسالار  |